در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

cycle

چرخه، دوره، دوچرخه، موتورسیکلت، دور زدن، چرخیدن، دوچرخه‌سواری کردن، موتورسواری کردن

cycle (junction signal)

چرخه چراغ‌ راهنمایی در تقاطع، سیکل چراغ راهنمایی تقاطع

cycle crossing

محل عبور دوچرخه و موتورسیکلت، محل عبور وسیله نقلیه دوچرخ

cycle lane

مسیر مخصوص وسیله نقلیه دوچرخ، خط عبوری ویژه دوچرخه و موتورسیکلت

cycle lane (advisory)

مسیر توصیه شده برای دوچرخه‌سواری و موتورسیکلت‌سواری، خط عبوری پیشنهادی برای وسایل نقلیه دوچرخ

cycle lane (contraflow)

مسیر ویژه دوچرخه و موتورسیکلت در جهت عکس ترافیک، خط عبوری مخصوص وسایل نقلیه دوچرخ در جهت مخالف جریان ترافیک

cycle lane (with – flow)

مسیر ویژه دوچرخه و موتورسیکلت هم جهت با ترافیک، خط عبوری ویژه وسایل نقلیه دوچرخ همسو با جریان ترافیک

cycle length

طول دوره، طول چرخه (در چراغ راهنمایی)

cycle path

مسیر دوچرخه و موتورسیکلت، مسیر وسایل نقلیه دوچرخ

cycle track

مسیر دوچرخه و موتورسیکلت، مسیر وسایل نقلیه دوچرخ

cycle track (compulsory)

مسیر اجباری مخصوص دوچرخه و موتورسیکلت، مسیر اجباری ویژه وسایل نقلیه دوچرخ

cycle track (one - way)

مسیر یک طرفه مخصوص دوچرخه و موتورسیکلت، مسیر یک طرفه ویژه وسایل نقلیه دوچرخ

cycle track (two - way)

مسیر دوطرفه مخصوص دوچرخه و موتورسیکلت، مسیر دوطرفه مخصوص وسایل نقلیه دوچرخ

cycle trip

سفر با دوچرخه و موتورسیکلت، سفر با وسایل نقلیه دوچرخ

cycleway

مسیر مخصوص دوچرخه و موتورسیکلت، مسیر ویژه وسایل نقلیه دوچرخ

cyclic a/

دوره‌ای، دایره‌ای، گردشی، ادواری، چرخه‌ای

cycling

دوچرخه‌سواری، موتورسیکلت‌سواری، راندن وسایل نقلیه دوچرخ

cyclist

راننده، راکب، سوار (دوچرخه، موتورسیکلت)

cyclist facility

تسهیلات (مربوط به) رانندگان وسایل نقلیه دوچرخ

cylindrical a/

استوانه‌ای، به شکل استوانه، استوانه شکل

daily a/

روزانه، هر روزه، روزمره، روز به روز

«‹ ۱۳۰  ۱۳۱  ۱۳۲ ۱۳۳ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۳۲ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰