در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

crush

فشار، ازدحام، شلوغی،‌خرد کردن، کوبیدن، فشردن، له کردن

crystal

بلور، کریستال، بلوری، بلورین، شفاف، روشن

cubage

گنجایش حجمی، حجم کل (حجم کل ساختمان)

cubature

مشخص کردن حجم، سنجش حجم

cube

مکعب، توان سه

culvert

آبرو، کالورت، آب‌گذر

culvert (box)

آبروی جعبه‌ای، آبروی صندوقه‌ای

cumulative

فزاینده، روبه افزایش، متراکم، تراکمی، تجمعی، انباشتی

curb [USA]

جدول (خیابان پیاده‌رو)، جان‌پناه (بام)، جدول‌بندی کردن، حاشیه‌بندی کردن [اصطلاح آمریکایی]

curing

عمل‌آوری (بتن)، اصلاح، بهبود

صفحه  129  از  556