در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

crossbuck

علامت ضربدری شکل هشداردهنده در تقاطع راه با راه‌آهن

crossing

تقاطع، گذرگاه، محل عبور، محل گذر، گذر، عبور، گذار، گذشتن

crossing (cycle)

محل عبور دوچرخه و موتورسیکلت، محل عبور وسیله نقلیه دوچرخ

crossing (ferry)

گذر از عرض رودخانه یا دریاچه توسط لنج (فِری)

crossing (pedestrian)

محل عبور عابر پیاده (از عرض معبر)، گذرگاه عابر پیاده

crossing (pelican)

گذرگاه عابر پیاده کنترل‌شده با چراغ راهنمایی

crossing gate

راه‌بند تقاطع، مستحفظ گذرگاه (راه و راه‌آهن)

crossing service

خدمات عبوری (مانند خط کشی‌ها، گذربان‌ها و ...)

crossover (carriageway) [at workws]

بازشدگی (معبر) جداکننده وسط سواره‌رو برای هدایت وسایل نقلیه به سواره‌روی مقابل [عملیات تعمیر و نگهداری]

crosswind

باد مخالف، باد عمود (بر ساختمان)

crown

تاج (سد)، مهره تاق، کلید تاق (معماری)، رأس، اوج، بالا، نوک، وسط (جاده)

crude a/

خام، ناخالص، تصفیه نشده، ناقص، ناتمام

cruise

سفر تفریحی در دریا، گردش دریایی، گشت‌زنی (ماشین پلیس)، گشتن، گشت زدن (با کشتی)، با سرعت بهینه حرکت کردن (اتومبیل)، در ارتفاع مناسب پرواز کردن، گشت زدن (ماشین پلیس)

«‹ ۱۲۶  ۱۲۷  ۱۲۸ ۱۲۹ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۲۸ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰