در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

creditor

بستانکار، طلبکار، وام‌دهنده، اعتباردهنده

creep

خزش، وارفتگی بتن، لغزش سطحی، خزیدن، چهار دست و پا رفتن

crescent

هلالی، هلالی شکل، میدان‌گاهی، نیم‌فلکه، دور برگردان

crest

نقطه اوج، اوج، قله، نوک، خط رأس، ستیغ، کاکل (شیروانی)

crew

خدمه، کارکنان (کشتی، هواپیما، قطار و ...)

crib

چوب‌بندی، تیربست (معماری)، شبکه تیربست زیرپی، صندوقه تیربست (پی‌سازی)

crime

جرم، جنایت، قانون‌شکنی، خطا، تقصیر

criminal a/

جنایی، خلاف اخلاق، جنایتکارانه، تبهکارانه

crisis

بحران، مرحله بحرانی، موقع حساس، نقطه عطف

criteria

معیار، ملاک، ضابطه، میزان، مقیاس

critical a/

بحرانی، حاد، حساس، سخت، خطرناک

cross

صلیب، ضربدر، علامت جمع، عبور، قطع، گذشتن، گذر، چهارراه، از وسط گذشتن، عبور کردن، رد شدن

cross tunnel

دالان اتصال، تونل عرضی، تونل خدماتی، تونل اتصالی

«‹ ۱۲۵  ۱۲۶  ۱۲۷ ۱۲۸ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۲۷ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰