در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

conflict

تداخل، برخورد، درگیری، تضاد، تعارض، اختلاف، با هم مغایرت داشتن، با هم اختلاف داشتن، با هم برخورد داشتن

conflicting

تداخلی، متضاد، مخالف، متعارض

conform

وفق داشتن، سازگار بودن، مطابقت داشتن، هماهنگ بودن

conformity

مطابقت، هماهنگی، شباهت، توافق، سازگاری

congested

متراکم، انباشته، مملو، پرجمعیت (شهر)، پررفت و آمد، پر ترافیک، پر ازدحام

congestion

تراکم، انباش، آکندگی، ازدحام، شلوغی، تراکم جمعیت

congestion time

مختلط، آمیخته، قاتی، به هم چسبیده، جوش خورده، (سنگ‌ها، اجسام)، جوش سنگ، سنگ درهم (زمین‌شناسی)، در هم آمیختن، مخلوط کردن، توده کردن، فراهم آوردن

congress

کنگره، مجمع، مجلس، همایش

congressman [USA]

عضو کنگره، نماینده کنگره [اصطلاح آمریکایی]

connect

وصل کردن، متصل کردن، به هم پیوستن، به هم مربوط کردن، پیوند دادن، به هم ربط دادن

connecting rod

میله رابط، میله اتصال، دسته پیستون

connection

وصل، اتصال، پیوند، پیوستگی، ربط، ارتباط، رابطه، رابط، اتصالی

conservancy

حفاظت، نگهداری (رود، بندر، محیط زیست)، سازمان حفاظت محیط زیست (بریتانیا)

«‹ ۱۱۰  ۱۱۱  ۱۱۲ ۱۱۳ ›»
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۱۲ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰