conflict تداخل، برخورد، درگیری، تضاد، تعارض، اختلاف، با هم مغایرت داشتن، با هم اختلاف داشتن، با هم برخورد داشتن
congestion time مختلط، آمیخته، قاتی، به هم چسبیده، جوش خورده، (سنگها، اجسام)، جوش سنگ، سنگ درهم (زمینشناسی)، در هم آمیختن، مخلوط کردن، توده کردن، فراهم آوردن