در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

computerize v/

کامپیوتری کردن، به کامپیوتر دادن (اطلاعات)

computing

محاسبه (با کامپیوتر)، کاربرد کامپیوتر

concavity

فرورفتگی، تورفتگی، تقعر، کاوی

concentrate

متمرکز کردن، جمع کردن، گرد آوردن، غلیظ کردن، تجمع کردن

concentration

غلظت، تراکم، تمرکز، تجمع، دقت، توجه

concept

تصور، مفهوم، برداشت

concern

ربط، ارتباط، وظیفه، سهم، نگرانی، دلواپسی، واحد اقتصادی، بنگاه، شرکت، مربوط بودن، ربط داشتن، اهمیت داشتن، نگران کردن، دل مشغول کردن

concerted

دسته جمعی، باهم، مشترک، هماهنگ

concession

سازش، توافق، واگذاری، اعطا، تسلیم، پذیرش، امتیاز، حق بهره‌برداری، حق استفاده

concession motorway

آزادراه امتیازی، آزادراه دارای امتیاز انحصاری

conclusion

پایان، خاتمه، نتیجه، پیامد، نتیجه‌گیری، انعقاد، عقد (قرارداد)

concourse

تجمع‌، ازدحام (اتومبیل، مردم)، محل تجمع، سالن، هم مسیری (رودخانه یا راه و ...)، با هم رفتن (مردم)، گذرگاه عریض، فضای باز محل تلاقی چند راه

concrete (air – entraind)

بتن با حباب هوا، بتن هوادار، بتن هوا داده شده، بتن با هوای بسته، بتن اسفنجی

صفحه  108  از  556