در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

burst

منفجر کردن، ترکیدن، فوران کردن، شکستن

bus

اتوبوس، اتوبوس سوار شدن، با اتوبوس بردن

bus (except)

به جز اتوبوس، به استثنای اتوبوس

bus (hail the)

علامت دادن برای توقف اتوبوس (جهت سوار شدن)

bus (work)

سرویس کارمندان، سرویس پرسنل

bus bay

فرورفتگی (بریدگی)، ایستگاه اتوبوس، عقب رفتگی محل ایستگاه اتوبوس، پهلوگاه ایستگاه اتوبوس

«‹ ۹۲  ۹۳  ۹۴ ۹۵ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۹۴ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰