در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

broadcast

پخش کردن، برنامه پخش کردن، برنامه فرستادن، پخش، پخش شده (از رادیو و تلویزیون)، سخن پراکنی کردن

broadcasting

پخش برنامه (از رادیو و تلویزیون)، سخن پراکنی

broadcasting stating

ایستگاه فرستنده رادیویی، ایستگاه فرستنده تلویزیونی

brochure

بروشور، جزوه، دفترچه راهنما

broken

شکسته، خرد شده، پاره، ناهموار، پست و بلند (زمین)، پردست‌انداز (جاده)، متغیر (هوا)، ناتمام (سفر)، نقض شده، زیر پاگذاشته شده، منقطع، شکسته، موج‌دار

Broker

کارگزار (حق العمل کار)

broom

جارو (دسته بلند)

صفحه  90  از  741