در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

blasting

انفجار، پکیدن، ترکیدن

bleeding

آب انداختن، شیره‌دهی (بتن)، رو زدن (قیر)

blind a/

کور، نابینا، مستور، پنهان، بسته از هر سو، کاذب،‌کور (معماری)، نوربند

blind arch

قوس کاذب، قوس اجرا شده روی دیوار (آرک تزیینی)

blind crossing

محل عبور نابینایان، گذرگاه نابینایان

blinding [pavement]

لایه تسطیح، بتن نظافت (پی)، ریگ پاشی (آسفالت راه)، پرکردن، کور کردن (چاه)

صفحه  74  از  741