در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

blasting

انفجار، پکیدن، ترکیدن

bleeding

آب انداختن، شیره‌دهی (بتن)، رو زدن (قیر)

blind a/

کور، نابینا، مستور، پنهان، بسته از هر سو، کاذب،‌کور (معماری)، نوربند

blind arch

قوس کاذب، قوس اجرا شده روی دیوار (آرک تزیینی)

blind crossing

محل عبور نابینایان، گذرگاه نابینایان

blinding [pavement]

لایه تسطیح، بتن نظافت (پی)، ریگ پاشی (آسفالت راه)، پرکردن، کور کردن (چاه)

«‹ ۷۲  ۷۳  ۷۴ ۷۵ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۴ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰