در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
سهشنبه 14 مهر 1405
|
الثلثاء 23 ربيع الثاني 1448
|
Tuesday 06 October 2026
ورود/ثبت نام
صفحه اصلی
بانک جامع اطلاعات حمل و نقل
اقتصاد و بازرگانی حمل و نقل
انجمن های بین المللی
بیمه حمل و نقل
قانون و آیین نامه ها
خودرو
خودروهای سواری
تاریخچه
قیمت خودرو
مشخصات فنی
خودروهای سنگین
تولید کنندگان خودروهای سنگین
باری
معرفی خودروهای سنگین باری
مسافری
حمل و نقل ریلی
انجمن های بین المللی
تاریخچه
ناوگان
قانون و آیین نامه ها
سیستم های حمل و نقل ریلی
برون شهری
شبکه ریلی ایران
درون شهری
معرفی متروهای جهان
حمل و نقل جاده ای
زیرساخت ها
راهداری
مجتمع خدمات رفاهی
معرفی راه ها
انواع راه ها
پایانه های مرزی
انجمن های بین المللی
ITS
ناوگان
کالا
مسافر
قوانین و آیین نامه ها
تاریخچه
حمل و نقل دریایی
زیر ساخت ها
بنادر
قانون ها و آیین نامه ها
ناوگان
کشتی ها
خطوط کشتیرانی
تاریخچه
انجمن های بین المللی
حمل و نقل هوایی
ایرلاین ها
تاریخچه
زیر ساخت ها
فرودگاه ها
انجمن های بین المللی
قوانین و آیین نامه ها
ناوگان
شرکت ها
اخبار
مقالات
واژه نامه
فارسی به انگلیسی
انگلیسی به فارسی
تلویزیون تخصصی حمل و نقل
حمل و نقل ریلی
حمل و نقل جاده ای
حمل و نقل دریایی
حمل و نقل هوایی
حمل و نقل هوشمند
حمل و نقل بین المللی
حمل و نقل شهری
زیرساخت های حمل و نقل
کودک و حمل و نقل
اقتصاد و بازرگانی حمل و نقل
سخنرانی ها و افتتاحیه ها
خودرو
خودروهای سنگین
موتورسیکلت
پخش زنده
مصاحبه اختصاصی
چهره ها
دانلود
تلفن همراه
اندروید
کتب تخصصی
ادبیات
خاطره
داستان
شعر و نثر
ضرب المثل
نقاشی
کاریکلماتور
کودک و حمل و نقل
استان ها
تماس با ما
درباره ما
خانه
/
فهرست بانک اصطلاحات تخصصی صنعت حمل ونقل
فارسی به انگلیسی
انگلیسی به فارسی
لغت
توضیح
blast v
منفجر کردن
blasted rock
سنگ منفجر شده
blaster
دستگاه انفجار
blaster fuse - blasting fuse - slow match
فیتیله انفجار
blaster oil - blasting oil
نیتروگلیسیرین
blasting
انفجار، پکیدن، ترکیدن
blasting agent - explosive - blasting material -
ماده منفجره
blasting cable
کابل انفجار
blasting cap
کپسول انفجار
blasting cap - igniter
فندک انفجار
blasting charge
خرج
blasting cone - explosion cone - explosin crater
گود انفجار
blasting method
روش انفجار
blasting powder
باروت
blee v - bleed v off pressure - bleed v pressure
گرفتن فشار
bleeder - prssure release valve - bleeder valva
شیر فشارگیری
bleeding
آب انداختن، شیرهدهی (بتن)، رو زدن (قیر)
bleeding core - weeping core
مغزه نفت ریز
bleeding of laitance
رو زدن شیره بتن
bleeding of water
آب انداختن
blended binder
چسبنده مخلوط
blended cement
سیمان مخلوط
blind a/
کور، نابینا، مستور، پنهان، بسته از هر سو، کاذب،کور (معماری)، نوربند
blind alley
بنبست، کوچه بنبست
blind arch
قوس کاذب، قوس اجرا شده روی دیوار (آرک تزیینی)
blind area
ناحیه کور، نقطه کور
blind area - blind zone
منطقه کور
blind corner
پیچ بدون دید، گردش کور
blind crossing
محل عبور نابینایان، گذرگاه نابینایان
Blind Discount
تخفیف نا مشهود
blind drilling
حفاری کور
Blind Pool
منابع مالی دسته جمعی
blinding (ditch)
مسدود کردن آبرو، پرکردن آبرو
blinding [pavement]
لایه تسطیح، بتن نظافت (پی)، ریگ پاشی (آسفالت راه)، پرکردن، کور کردن (چاه)
blindness
کوری، نابینایی
bling hole
چاه کور
«
۷۲
۷۳
۷۴
۷۵
»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۷۴ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه:
۱۲
۲۴
۳۶
۴۸
۶۰