در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

small market town

شهر کوچکی که در آن در زمان‌های منظم بازار مکاره برگزار می‌شود.

smart

باهوش، هوشمند، زرنگ، سریع، تند

smog

مه‌دود، دودمه

smoke

دود، دود کردن، دود دادن، دود زدن

smooth

صاف، هموار (سطح، جاده)، آرام (دریا)، نرم، لطیف، بی دردسر، راحت، بدون اصطکاک (مکانیک)، صاف کردن، صیقل دادن پرداخت کردن

smoother

ماله، صیقل دهنده، سمباده

صفحه  598  از  741