در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
bar (tie)
میل مهار، کش مهار (بتن)، بست آهنی، میله بست (راهآهن)
bar - rod
میله
bar code
بارکد، رمزینه
bar [pressure]
بار (واحد اندازهگیری فشار)
barbey ixometer
جریان سنج باربی
barefeet - barefooted - uncased
لخت، بی جداره
barefooed well - - barefoot hole - uncased
چاه بی جداره
Bargain Purchase Option
اختیار خرید دارایی
Bargain Renewal Option
اختیار تمدید قرارداد
barge
دوبه
barge for subsea pipe connections
دوبه اتصال لوله در زیر آب
barium sulphate
سولفات باریم
barn (salt)
انبار نمک
barograph - barometrograph
هواسنج ثبات
barometric pressure
گیرنده فشار جو
barracks
قرارگاه، پادگان، خوابگاه سربازان
barrel
بشکه، استوانه
barrel (oil)
پیت نفت، بشکه نفت
barrel - bbl - b - brl
بشکه
barrel culvert
آبروی لولهای
barrel of capstan
غلتک دستگاه بالابر
barrel of file
پیت نفت،بشکه نفت
barrel of winch - winch barrel
غلتک تناب کش
barrels of water per day
تعداد بشکهی آب در روز
barrels per calender day - bpcd
تعداد بشکه در ۲۴ ساعت
barrels per day
تعداد بشکه در روز
barrels per stream day - bpsd
تعداد بشکه در هر روز بهره برداری
barrels per ton
تعداد بشکه در تن
barren field - feld field
میدان خشک
barren ground
زمین بی ثمر
barren intercalation
میان لایه بی ثمر
barren land[USA]
زمین لم یزرع، زمین بایر [اصطلاح آمریکایی]
barren [USA]
لم یزرع، بایر، برهوت [اصطلاح آمریکایی]
barrier
حصار، حفاظ، راهبند، سد
barrier (automatic)
راهبند خودکار
barrier (collapsible)
راهبند تاشو
صفحه 59 از 741