در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

setting

گیرش (ملات، بتن)، فرش کاری، چیدن (بنایی)، تنظیم، نصب، کارگذاری

settle

مستقر شدن، مقیم شدن، اقامت گزیدن، ساکن شدن، سکونت گزیدن، قرار گرفتن، فرو نشستن، فروکش کردن، ته‌نشین شدن، رسوب کردن، به توافق رسیدن، پرداختن، تسویه کردن

severe

تند، سخت، خش، شاق، طاقت‌فرسا، سختگیرانه، سختگیر، انعطاف‌ناپذیر، شدید، عمیق، جدی، دشوار، مشکل

« ۵۶۹  ۵۷۰  ۵۷۱ ۵۷۲ »
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۵۷۱ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰