در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
balance rope
کابل تعادل
balance sheet
ترازنامه، بیلان
balance weight - counter weight - counterbalance
وزنه تعادل
balance [finance]
تراز، مانده، موجودی، تتمه، مابهالتفاوت
balance [weighing]
ترازو [وزن کردن]
balanced arch
قوس متعادل، کمان متعادل
balanced flow
جریان متوازن
balanced hoisting
بالا کشی به کمک پارسنگ
balanced hole
چاه قائم
balanced load
بار متعادل
balanced valve
سوپاپ تعادل
balancing basin
حوضچه تعادل
balancing reservoir
حوضچه تعادل، مخزن تنظیم (سد)
ball (steel)
ساچمه فولادی، گلوله فولادی
ball breaker
عمق سنج ساچمهای
ball check valve
شیر یک طرفه ساچمهای
ball cock
شیر شناور کروی
ball joint drive
رانش به وسیلهاتصال سیبکی
ball pin
بلبرینگ ساچمهای، لولای ساچمهای
ball shaped head
سر کروی شکل
ball valve - globe valve
شیر فلکه ساچمهای
ball – bank indicator
شیبسنج ویژه تعیین سرعت ایمن در قوسهای افقی
ballandring method
روش ساچمه و حلقه
ballandsocket joint - ball head - ball qoint -
مفصل زانویی
Ballast
بالاست، وزنه تعادل (در ته کشتی یا بالون)، سنگ شکسته (که دور ریلهای راهآهن میریزند.)
ballast capacity
ظرفیت پارسنگ گیری
ballast cell
محفظهی بار موازنه
ballast room
اتاق موازنه
ballast tank
مخزن آب موازنه
ballast v into place
متوارن کردن در محل
ballast water
آب موازنه
ballasted flanged base
پایه متوازن شده
ballasting operation
توازن بخشی
balling up of the bit
گلی شدن مته
Baloon Payment
پرداخت یکجا
Ban
منع، ممنوعیت
صفحه 57 از 741