در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

semicoarse asphalt

آسفالت با دانه‌بندی نیمه‌درشت، آسفالت نیمه‌زبر

semidetached house

مسکن نیمه‌مجزا، خانه مشترک (از یک سو دارای دیوار مشترک با خانه مجاور)

senior

بزرگتر، مسن‌تر، ارشد، مهمتر، مافوق، باسابقه‌تر، قدیمی‌تر، دانش‌آموز دبیرستانی، دانش‌آموز سال آخر، دانشجوی سال آخر

sense

حس، احساس، ادراک، ذوق، طبع، حساسیت، شعور، عقل، فهم، دلیل، علت، هدف، مقصود، منظور، احساس کردن، واقف شدن، درک کردن، فهمیدن

sensitivity

حساسیت، توجه، میزان حساسیت، میزان توجه

separate

جدا، جداگانه، مجزا، سوا، جدا شدن، متفاوت شدن، سوا شدن، مجزا شدن، تجزیه شدن، تفکیک شدن، جدا کردن، تقسیم کردن، سوا کردن، مجزا کردن، تجزیه کردن، تفکیک کردن

صفحه  567  از  741