senior بزرگتر، مسنتر، ارشد، مهمتر، مافوق، باسابقهتر، قدیمیتر، دانشآموز دبیرستانی، دانشآموز سال آخر، دانشجوی سال آخر
sense حس، احساس، ادراک، ذوق، طبع، حساسیت، شعور، عقل، فهم، دلیل، علت، هدف، مقصود، منظور، احساس کردن، واقف شدن، درک کردن، فهمیدن
separate جدا، جداگانه، مجزا، سوا، جدا شدن، متفاوت شدن، سوا شدن، مجزا شدن، تجزیه شدن، تفکیک شدن، جدا کردن، تقسیم کردن، سوا کردن، مجزا کردن، تجزیه کردن، تفکیک کردن