در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

search

تحقیق، بررسی، جستجو، پژوهش، گشتن، جستجو کردن، بازرسی کردن، کاویدن، پژوهش کردن

seaside

کنار دریا، ساحلی، (مربوط به) کنار دریا

season

فصل، موسم، موقع، ایام، بلیط فصلی (در بریتانیا)

seasonal a/

فصلی، موسمی، (مربوط به) فصل، مناسب فصل

seat

صندلی، جایگاه، مقرّ، کانون، پایگاه، نشاندن، جا دادن

seat (back)

صندلی عقب، صندلی پشتی (وسیله نقلیه)

seat (county)

مرکز استان، مرکز ناحیه، حاکم‌نشین

seat (rear)

صندلی عقب، صندلی پشت (وسیله نقلیه)

seating

جاهای نشستن، صندلی‌ها، محل استقرار

صفحه  563  از  741