در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

scale model

مدل مقیاس، نمونه کوچک یا بزرگ شده

scan

به دقت از نظر گذراندن، بررسی کردن، دقیق شدن، اسکن کردن، نگاه اجمالی کردن

scater

متفرق شدن، پراکنده شدن (جمعیت)، متفرق کردن، پراکنده کردن، پخش کردن، ریختن، پاشیدن

scene

محل، محل وقوع، صحنه، وضعیت، منظره، چشم‌انداز

scenery

محیط، منظره، چشم‌انداز

schedule

برنامه، برنامه زمان‌بندی شده، جدول زمان‌بندی، جدول زمانی، ریز، لیست، فهرست، سیاهه، صورت، در برنامه گذاشتن، برنامه‌ریزی کردن، برنامه تهیه کردن

schedule (bus)

جدول زمان‌بندی حرکت اتوبوس، برنامه زمانی حرکت اتوبوس

scheduled

برنامه‌ریزی شده، در برنامه گنجانده شده، پیش‌بینی شده، در نظر گرفته شده

scheme

برنامه، طرح، نقشه، پروژه، حقه، ترفند، ترکیب، آرایش، ترتیب، تمهید، نقشه کشیدن، طرح‌ریزی کردن، طراحی کردن

صفحه  559  از  741