در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

safety signing

نصب علایم (تابلو) به منظور ایمن‌سازی

sag

خمش، نقطه گود، گودی، شکم‌دادگی، فروافتادگی، گودشدگی، تنزل، افت، کاهش‌ (قیمت)،‌ شکم دادن، گود افتادن، فرو نشستن، افت کردن، تنزل کردن

sag curve

قوس فرورفته، قوس کاسه‌ای

sail

بادبان، شراع، سفر دریایی، مسافرت دریایی، کشتی، با کشتی رفتن، سفر دریایی کردن، قایقرانی کردن، کشتیرانی کردن، با کشتی گذشتن، راندن، بردن، هدایت کردن (کشتی)

sailboat

قایق بادبانی (در آمریکا)

sale

فروش، میزان فروش، مزایده، حراج

sale value

بهای فروش، ارزش بازاری، قیمت واقعی فروش

salinity

شوری، درجه شوری، میزان شوری

salt

نمک، نمک زدن، نمک اضافه کردن، نمک پاشیدن (روی جاده)

صفحه  555  از  741