sag خمش، نقطه گود، گودی، شکمدادگی، فروافتادگی، گودشدگی، تنزل، افت، کاهش (قیمت)، شکم دادن، گود افتادن، فرو نشستن، افت کردن، تنزل کردن
sail بادبان، شراع، سفر دریایی، مسافرت دریایی، کشتی، با کشتی رفتن، سفر دریایی کردن، قایقرانی کردن، کشتیرانی کردن، با کشتی گذشتن، راندن، بردن، هدایت کردن (کشتی)