در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

back seat

صندلی پشتی، صندلی عقب (وسیله نقلیه)

back v/

عقب رفتن، دنده عقب رفتن، حمایت کردن،‌پشتیبانی کردن، تقویت کردن، تحکیم کردن

back – in parking

پارک کردن با حرکت رو به عقب، پارک کردن با دنده عقب

back – in place

مکان قابل دسترسی در حرکت رو به عقب (دنده عقب)

backfill

خاکریز، خاکریزی، پشته خاک، پرکردن محل کنده شده با خاک

backfiller

دستگاه خاکبرداری، خاکریزکن

background

پس زمینه، زمینه، چشم‌انداز، دورنما، پیشینه، سابقه، تجربیات، آموخته‌ها، وضع موجود،‌ شرایط، وضعیت

backhoe loader

بیل مکانیکی، بیل خندق کن، ماشین حفاری

«‹ ۵۳  ۵۴  ۵۵ ۵۶ ›»
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۵۵ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰