در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

rod

میل، میله، تیر مدرج، شمشه، شاخص، میر (نقشه‌برداری)

rod (tie)

میل مهار (سازه)، میله کش، اکسل

roll

توپ، طاقه (پارچه(، رول (کاغذ)، حلقه (فیلم)، غلت، پیچ، پیچش، لیست، فهرست، سیاهه، ریز، غرش (طوفان)، غلتیدن، غلت خوردن، چرخیدن، پیچیدن، متلاطم بودن، غریدن، راه افتاده، به کار افتادن، غلتاندن، غلت دادن، چرخاندن، پیچاندن، غلتک زدن

roll crusher

سنگ‌شکن غلتکی، سنگ‌شکن استوانه‌ای

roll over

چپ شدن ماشین، واژگون شدن، تجدید سرمایه‌گذاری، تمدید بازپرداخت بدهی

roll – on – roll - off

روش حمل‌ونقل که در آن وسایل نقلیه در مبدأ سوار یک وسیله نقلیه دیگر (فری، قطار، هواپیما) شده و در مقصد از آن خارج می‌شوند.

roller

غلتک، قرقره، غلتاب، موج بلند، خیزاب

rolling

غلتک‌زنی، مواج، موج‌دار، با پستی و بلندی، متناوب، چرخه‌ای، دوره‌ای

صفحه  547  از  741