ring حلقه، انگشتر، گروه، محفل، دایره، شبکه، دسته، زنگ، طنین، حلقه زدن، احاطه کردن، زنگ زدن، صدا کردن، به صدا در آوردن، تلفن کردن، تلفن زدن
ripple موج خفیف، موج ملایم، ناصافی، موج، موج زدن، مواج بودن، موجدار شدن، چیندار شدن، موجدار کردن، موج انداختن، چین انداختن
rise خیز (قوس، تاق)، قد پا (پله)، صعود، منشأ، سرچشمه، ظهور، پیدایش، ترقی، ارتقا، افزایش، سربالایی، تپه، اضافه حقوق، بالا رفتن، افزایش پیدا کردن، رو به افزایش بودن، شدت یافتن، بلند شدن، پراکنده شدن، ترقی کردن، پیشرفت کردن، سربالایی رفتن، شیب پیدا کردن