در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

retention

حفظ، نگهداری، استفاده، ابقا، جلوگیری، تضمین، نگهداشت (هیدرولوژی)

retiming

زمان‌بندی دوباره، زمان‌سنجی مجدد، تنظیم دوباره زمان

retire

بازنشسته شدن، متقاعد شدن،‌ عقب‌نشینی کردن، عقب نشستن، انزوا گزیدن، خلوت کردن

retread

لاستیک روکش‌شده، لاستیک آج‌انداخته، آج انداختن، روکش کردن (لاستیک ماشین)

retrieve

بازیافتن، پیدا کردن، بازیابی کردن، جبران کردن، اصلاح کردن

retroreflector

سطح یا دستگاهی که پرتوهای تابیده شده به آن را به منبع تابش بازتاب می‌دهد.

return

برگشت، بازگشت، مراجعت، رسیدن، رفتن، آمدن، ارسال، استرداد، عودت، گزارش، اظهارنامه، سود، بازده، بهره، کارکرد، عایدی، بلیط رفت‌وبرگشت، بلیط دوسره، برگشتن، بازگشتن، مراجعت کردن، دوباره ظاهر شدن، برگرداندن، باز پس فرستادن، مسترد داشتن، تلاقی کردن، جبران کردن، گزارش کردن، ...

صفحه  531  از  741