در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

removable bollard

حاشیه‌نمای متحرک، حاشیه‌نمای قابل جابجایی

removal

رفع، پاک کردن، نقل مکان، جابجایی، انتقال، حمل، برداشتن، بردن

removal (wreck)

پاکسازی و انتقال بقایا (برای مثال بقایای تصادف)

remove

برداشتن، بردن، انتقال دادن، جابجا کردن، از میان بردن، از میان برداشتن، نقل مکان کردن

render

انجام دادن، ارایه کردن، عرضه کردن، (کمک) رساندن، موجب شدن، ترسیم کردن، اندودن، دوغاب کردن، گچ مالیدن

rendering

اجرا، ترجمه، برگردان، اندودکاری (گچ، سیمان)، پرداخت، قلم‌زنی (نقشه‌کشی)

renew

عوض کردن، تعویض کردن، جایگزین کردن، تجدید کردن، نیرو بخشیدن، تکرار کردن، تمدید کردن

renewal

نوسازی، اصلاح، بهبود، شروع مجدد، تجدید، تمدید

صفحه  522  از  741