در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

regenerate

حیات تازه‌یافته، نوشده، از نو شکوفا شده، احیا شده، جان تازه بخشیدن، احیا کردن، دوباره زنده کردن، اصلاح کردن، بهتر کردن، اصلاح شدن، بهتر شدن، دوباره رشد کردن، دوباره روییدن

region

منطقه، ناحیه، حوزه، قلمرو

regional

منطقه‌ای، ناحیه‌ای، محلی، ولایتی

regional rapid transit system

سیستم حمل‌ونقل سریع‌السیر منطقه‌ای، سیستم ترانزیت سریع‌السیر منطقه‌ای

register

دفتر، دفتر ثبت، صورت اسامی، دستگاه ثبت، ماشین ثبت، نام‌نویسی کردن، ثبت کردن، به ثبت رساندن، کتباً مطرح کردن، نشان دادن، نمودار ساختن، سفارشی فرستادن، سفارشی کردن (نامه، بار و ...)

registered

ثبت‌نام شده، ثبت شده، به ثبت رسیده، سفارشی (نامه)

registration

ثبت، شماره‌گذاری، ثبت‌نام، نام‌نویسی

« ۵۱۶  ۵۱۷  ۵۱۸ ۵۱۹ »
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۵۱۸ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰