regenerate حیات تازهیافته، نوشده، از نو شکوفا شده، احیا شده، جان تازه بخشیدن، احیا کردن، دوباره زنده کردن، اصلاح کردن، بهتر کردن، اصلاح شدن، بهتر شدن، دوباره رشد کردن، دوباره روییدن
register دفتر، دفتر ثبت، صورت اسامی، دستگاه ثبت، ماشین ثبت، نامنویسی کردن، ثبت کردن، به ثبت رساندن، کتباً مطرح کردن، نشان دادن، نمودار ساختن، سفارشی فرستادن، سفارشی کردن (نامه، بار و ...)