در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

recrudescent

تکرارشونده، بازگشتنی، عودکننده

recruit

سرباز جدید، عضو جدید، سربازگیری کردن، به خدمت فراخواندن، نیروی تازه جذب کردن، استخدام کردن، به کار گماشتن، تجدید قوا کردن، بازیافتن (سلامتی)

recruitment

عضوگیری، سربازگیری، استخدام، جذب نیرو

rectangle

مستطیل، مستطیل شکل، راست‌گوشه

rectangular a/

مستطیل شکل، مستطیل، مستطیلی، راست‌گوشه

rectify

تصحیح کردن، اصلاح کردن، درست کردن، رفع کردن، تصفیه کردن، پالودن، یک‌سو کردن (جریان برق)

recto

صفحه سمت راست، صفحه فرد (در کتاب‌های انگلیسی)، صفحه زوج (در کتاب‌های فارسی)

recur

تکرار شدن، دوباره اتفاق افتادن، برگشتن، عود کردن (بیماری)

recycle

بازیابی کردن، بازیافتن، واچرخاندن

recycled

بازیافته، بازیابی شده، واچرخانده

recycling

بازیافت، بازیابی، بازفرآوری

red

قرمز، رنگ قرمز

red (all)

تمام‌قرمز (چراغ راهنمایی)

red interval

مدت زمان موج قرمز (چراغ راهنمایی)

صفحه  514  از  741