record گزارش، شرح، سند، مدرک، یادداشت، ثبت، سابقه، پیشینه، اثر، بایگانی، پرونده، ثبت کردن، یادداشت کردن، ضبط کردن، نوشتن، وارد دفتر کردن، گزارش دادن، نشان دادن (با عقربه و درجه)، ضبط شدن
recover بازیافتن، دوباره به دست آوردن، پیدا کردن، بیرون آوردن، کشف کردن، بازپس گرفتن، جدا کردن، بهبود یافتن، خوب شدن، به وضع عادی برگشتن