در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

real – time

بلادرنگ، بی‌درنگ، بی‌وقفه، به‌هنگام

realize

فهمیدن، دریافتن، درک کردن، پی بردن، وقوف دانستن، قبول داشتن، پذیرفتن، تحقق بخشیدن، عملی کردن، نقد کردن، به نقدینه تبدیل کردن

rear a/

عقب (قسمت)، پشت، عقبی، پشتی

rear belt

کمربند عقب (وسیله نقلیه)

rear seat

صندلی عقب، صندلی پشت (وسیله نقلیه)

rearview mirror

آینه عقب، آینه عقب‌نما، آینه پس‌نما (اتومبیل)

rearward

قسمت عقب، عقب، پشت، منتهی‌الیه

rebound

برجهندگی، برگشت، برگشتن، کمانه کردن، نتیجه عکس دادن

receipt

دریافت، وصول، قبض، رسید، اعلام وصول کردن، پای (صورت‌حساب و ...) را امضا کردن، مهر دریافت (شد) زدن

receive

دریافت کردن، گرفتن، وصول کردن، استقبال کردن، پذیرایی کردن، برخورد کردن، تلقی کردن، عکس‌العمل نشان دادن

received

پذیرفته شده، مورد قبول، مقبول، متداول، معمول

receiver

گیرنده، دریافت‌کننده، وصول‌کننده، گوشی (تلفن)، (دستگاه) رادیو، تلویزیون

recent

تازه، جدید، نوظهور، اخیر، متأخر

recently

به تازگی، اخیراً، در این اواخر، تازگی‌ها

« ۵۰۹  ۵۱۰  ۵۱۱ ۵۱۲ »
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۵۱۱ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰