raw a/ خام، نپخته، طبیعی، عملنیامده، ناخالص، تصفیه نشده، پردازش نشده، بررسی نشده، بیتجربه، تازهکار
reach دامنه دسترسی، میدان دسترسی، دسترس، دسترسی، راستا (رودخانه)، رسیدن، دست یافتن، نایل شدن، (نتیجه) گرفتن، تماس گرفتن، ارتباط برقرار کردن، دسترسی پیدا کردن، امتداد داشتن
reading خواندن، قرائت، مطالعه، خواندنی، برای خواندن، (مربوط به) خواندن، تعبیر، برداشت، تلقی، استنباط، نمونهخوانی، تصحیح، اطلاعات، دانش