در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

raw a/

خام، نپخته، طبیعی، عمل‌نیامده، ناخالص، تصفیه نشده، پردازش نشده، بررسی نشده، بی‌تجربه، تازه‌کار

raw data

داده‌های خام، اطلاعات خام

ray

پرتو، اشعه، شعاع

ray (X)

اشعه ایکس، پرتوی ایکس

reach

دامنه دسترسی، میدان دسترسی، دسترس، دسترسی، راستا (رودخانه)، رسیدن، دست یافتن، نایل شدن، (نتیجه) گرفتن، تماس گرفتن، ارتباط برقرار کردن، دسترسی پیدا کردن، امتداد داشتن

react

عکس‌العمل نشان دادن، واکنش نشان دادن، حساس بودن، حساسیت نشان دادن

reaction

واکنش،‌ عکس‌العمل، عمل متقابل، تأثیر، انعکاس، حساسیت

read

خواندن، قرائت کردن، تشخیص دادن، شناختن، تفسیر کردن، تعبیر کردن، فهمیدن، دریافتن

reader

قرائت‌کننده، اهل مطالعه، خواننده، نمونه‌خوان، مصحح

reader (badge)

نشانه‌خوان، قرائت‌کننده برچسب (علامت)

reading

خواندن، قرائت، مطالعه، خواندنی، برای خواندن، (مربوط به) خواندن، تعبیر، برداشت، تلقی، استنباط، نمونه‌خوانی، تصحیح، اطلاعات، دانش

reading head

ابزار خواندن اطلاعات از روی دیسک (هد)

real a/

واقعی، موجود، حقیقی، اصل، طبیعی

real estate

املاک غیر منقول، دارایی غیر منقول، متسغلات

صفحه  510  از  741