در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

rainy

بارانی، پرباران، باران‌زا، باران‌خیز

raise

بالا بردن، بلند کردن، بیرون آوردن، بالا آوردن، بالا کشیدن، برافراشتن، به هوا بلند کردن (گردوخاک)، افزایش دادن، اضافه کردن، پدید آوردن، ایجاد کردن، پیش‌آوردن، مطرح کردن، پرورش دادن، تولید کردن

raised

بالا آمده، برجسته، برآمده

raised junction

تقاطع بالا آمده، تقاطع برجسته، تقاطع مرتفع

raised kerb

جدول مرتفع، جدول بالا آمده (نسبت به سطح خیابان)

rake

شیب، میل (افقی، قائم)، شن‌کش، شیار، خط‌سیر، با شن‌کش صاف کردن، با شن‌کش بیرون آوردن

ramble

گشتن، چرخیدن، گردش کردن، قدم زدن، پیاده‌روی کردن

rambling

بی‌نقشه، در هم بر هم، (ساختمان، خیابان، شهر)، گردش، پیاده‌روی

rammer

تخماق، کوبه، زمین‌کوب، شمع‌کوب

ramp

شیب، رمپ، شیبراهه، رابط، سربالایی اتصال، سرعت‌گیر (در بریتانیا)

ramp (emergency escape)

راه خروج اضطراری، رمپ فرار، رمپ نگهدارنده اضطراری، بستر نگهدارنده اضطراری

ramp (entrance) [USA]

رمپ ورودی، رابط ورودی، رمپ دسترسی، رابط دسترسی [اصطلاح آمریکایی]

ramp (entry) [USA]

رمپ ورودی، رابط ورودی، رمپ دسترسی، رابط دسترسی [اصطلاح آمریکایی]

ramp (metering) [USA]

تنظیم جریان ورودی به آزادراه در ساعات اوج [اصطلاح آمریکایی]

« ۵۰۴  ۵۰۵  ۵۰۶ ۵۰۷ »
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۵۰۶ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰