qualification شرط لازم، شرایط لازم، صلاحیت، قابلیت، شایستگی، توانایی، مدرک تحصیلی، مدرک، گواهینامه، دیپلم، فارغالتحصیلی، اصلاح، شرط، قید
qualify صلاحیت پیدا کردن، واجد شرایط بودن، واجد شرایط شدن، صلاحیت داشتن، دوره آموزشی را طی کردن، واجد شرایط کردن، تربیت کردن، محدود کردن، تعدیل کردن (نظر، عقیده)