در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

punch

سوراخ‌کن، دستگاه پانچ، منگنه، سوراخ کردن، پانچ کردن

punched tape

نوار پانچ‌شده، نوار سوراخ‌شده

puncture

پنچری، سوراخ، سوراخ‌شدگی، سوراخ کردن، پنچر کردن، سوراخ شدن، پنچر شدن

punish

مجازات کردن، کیفر دادن، به مجازات رساندن، تنبیه کردن، آزار دادن، آزار رساندن

punishment

مجازات،‌ کیفر، جزا، تنبیه، جریمه، صدمه، خسارت

purchase

خرید، ابتیاع، خریدن، خریداری کردن، کسب کردن، به دست آوردن، حاصل کردن

purchase (hire)

به اقساط (خریدن، پرداختن)، اجاره به شرط تملیک

pure

خالص، ناب، پاک، پاکیزه، سالم، صاف، شفاف، واضح، محض، مطلق

purge

تصفیه، پاکسازی، پالایش، تصفیه کردن، پالودن، پاک‌سازی کردن

purification

پالایش، تصفیه، پاکسازی، تطهیر

purpose

مقصود، منظور، هدف، مراد، غرض، عزم، تصمیم، اراده، قصد داشتن، در نظر داشتن، تصمیم داشتن

push

هُل، فشار، زور، حمله، هجوم، هُل دادن، فشار دادن، مجبور کردن، وادار کردن، تحت فشار قرار دادن، عرضه کردن، تبلیغ کردن، ترویج کردن

put

گذاشتن، قرار دادن، نهادن، گذاردن، نصب کردن، به شمار آوردن، قلمداد کردن، محسوب کردن، تلقی کردن، بیان کردن، ادا کردن، مطرح کردن، ارایه کردن، تفهیم کردن

صفحه  499  از  741