push هُل، فشار، زور، حمله، هجوم، هُل دادن، فشار دادن، مجبور کردن، وادار کردن، تحت فشار قرار دادن، عرضه کردن، تبلیغ کردن، ترویج کردن
put گذاشتن، قرار دادن، نهادن، گذاردن، نصب کردن، به شمار آوردن، قلمداد کردن، محسوب کردن، تلقی کردن، بیان کردن، ادا کردن، مطرح کردن، ارایه کردن، تفهیم کردن