در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

Profilmeter

دستگاه اندازه‌گیری نیمرخ، نیمرخ‌سنج

profit

سود، صرف، منفعت، درآمد، فایده، بهره، نفع

profitable a/

سودآور، سودده، پرمنفعت، پرسود، مقرون‌به‌صرفه، سودمند، پرفایده، مفید، پربار، بافایده

program

برنامه، نقشه، طرح، برنامه‌ریزی کردن، طراحی کردن، نقشه ریختن، تنظیم کردن، برنامه‌نویسی کردن (کامپیوتر)

programme

برنامه، نقشه، طرح، برنامه‌ریزی کردن، طراحی کردن، نقشه ریختن، تنظیم کردن، برنامه‌نویسی کردن (کامپیوتر)

programme (earthmoving)

برنامه جابجایی خاک، برنامه خاکبری، برنامه عملیات خاکی

صفحه  491  از  741