produce محصول، محصولات، فرآورده، فرآوردهها، تولیدات، تولید کردن، ساختن، درست کردن، عمل آوردن، انجام دادن، آماده کردن، تهیه کردن، خلق کردن، پدید آوردن، موجب شدن، باعث شدن، عرضه کردن، ارایه کردن، نشان دادن، محصول دادن، حاصل دادن
product محصول، فرآورده، تولید، کالا، جنس، اجناس، نتیجه، حاصل، ثمره، دستاورد، حاصلضرب (ریاضی)، ماده به دست آمده
productive فعال، سازنده، مولد، پرکار، حاصلخیز، سودمند، ثمربخش، پرفایده، مثمر ثمر، پدید آورنده، باعث، موجب، (مربوط به) تولید، تولیدی
profile نیمرخ، برش طولی، پروفیل، خرک نقطهگیری (نقشهبرداری)، منظره، نما، تصویر، شرح حال مختصر، زندگینامه مختصر