در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

preparation

آمادگی، تهیه، تهیه و تدارک، آماده‌سازی، تمهید مقدمه،‌ زمینه‌سازی، ‌فرآورده، ترکیب

prescribe

تجویز کردن، توصیه کردن، پیشنهاد کردن، مقرر داشتن، معین کردن، تعیین کردن، دستور دادن

prescribed a/

معین، مشخص، تعیین‌شده، مقرر، تجویز شده

prescription

نسخه، تصویر، رهنمود، پیشنهاد، تجویز

presence

حضور، وجود، بودن، منش، مقام، شخصیت، مشی

present

حاضر، موجود، کنونی،‌ فعلی، جاری، (مربوط به) زمان حال، معرفی کردن، ارایه کردن، طرح کردن، عرضه کردن، ایجاد کردن، پدید آوردن، برگزار کردن، اجرا کردن، نمایش دادن، نشان دادن

preservation

حفاظت، حفظ، محافظت، نگاه‌داری، نگهداری، صیانت، مراقبت، مواظبت

preservative

پوشش محافظ (فلز)، ماده محافظ (چوب)

preserve

محافظت کردن، حفاظت کردن، نگهداری کردن، حفظ کردن، محفوظ نگه‌داشتن

preset

از پیش‌ تنظیم کردن

press

فشار، دستگاه فشار، ماشین چاپ، مطبوعات، پخش اخبار، مطبوعاتی، پوشش خبری، مؤسسه انتشارات، نشر، انتشارات، فشار دادن، فشردن، فشار آوردن، مجبور کردن، تأکید کردن، تکثیر کردن

pressure

فشار، میزان فشار، باد (لاستیک، اتومبیل)، مجبور کردن، وادار کردن، واداشتن

صفحه  483  از  741