در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

preempt

پیشی جستن، پیش‌دستی کردن، اشغال کردن، تصرف کردن، جلوگیری کردن، مانع شدن، سد ایجاد کردن

preemption

تقدم، پیش‌دستی، حق تقدم خرید، جلوگیری، پیشگیری

premier

اصلی، عمده، اساسی، مهم‌ترین، بزرگ‌ترین، نخستین، اولین، نخست، رییس دولت، نخست‌وزیر، صدر اعظم

premises

ساختمان، محل، ساختمان‌ها، خانه و متعلقات آن، محوطه ساختمان

premium

حق بیمه، پرداخت اضافی، اضافه پرداخت، اضافه حقوق، پاداش، فوق‌العاده

« ۴۸۰  ۴۸۱  ۴۸۲ ۴۸۳ »
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۴۸۲ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰