power قدرت، توان، توانایی، نیرو، زور، قوت، قوه، اختیار، انرژی، نیرو (باد، برق و ...)، برق، الکتریسیته، توان، نما (ریاضی)، برقی، الکتریکی، موتوری، به حرکت در آوردن، به کار انداختن، با سرعت کار کردن
practicability قابلیت اجرا، قابلیت کاربرد، عملی بودن، قابل اجرا بودن، قابلیت تردد، قابل عبورومرور بودن (جاده)