در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

possible

ممکن‌، امکان‌پذیر، میسر، مقدور، محتمل، عملی، احتمالی، معقول، موجه، مناسب

post

تیرک، تیر، ستون، محل شروع، محل پایان، مقام، پُست، سِمَت، شغل، پاسگاه، قرارگاه، مراسلات، مرسولات، محموله‌های پستی، صندوق پست، شرکت پست، چسباندن، نصب کردن (اعلامیه، آگهی)، آگهی‌دادن، اعلان کردن، منصوب کردن، گماردن، پست کردن، با پست فرستادن

poster

پوستر، آگهی دیواری، آگهی مصور

poster column

ستون نصب تبلیغات،‌ استوانه تبلیغاتی

postgraduate

(مربوط به) کارشناسی ارشد، فوق لیسانس، دکتری، (تحصیلات) تکمیلی، دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشجوی فوق لیسانس، دانشجوی دکتری

postulate

اصل موضوع، اصل مسلم، اصل مفروض، فرض مسلم، شرط لازم، لازمه، مسلم فرض کردن، بدیهی فرض کردن،‌ اصل قرار دادن، فرض کردن، درخواست کردن، تقاضا کردن

potential

بالقوه، ممکن، احتمالی، نهانی، امکان، امکان بالقوه، استعداد، ظرفیت، توانایی، پتانسیل

pound (car)

پارکینگ پلیس (برای اتومبیل‌های توقیفی)

poundage

هزینه (مالیات) دریافتی بر اساس وزن اندازه‌گیری شده (به پوند)، هزینه نگهداری در پارکینگ پلیس

pour

ریختن، سرازیر کردن، جاری ساختن، باریدن (باران)، سرازیر شدن، هجوم آوردن (مردم)

« ۴۷۷  ۴۷۸  ۴۷۹ ۴۸۰ »
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۴۷۹ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰