post تیرک، تیر، ستون، محل شروع، محل پایان، مقام، پُست، سِمَت، شغل، پاسگاه، قرارگاه، مراسلات، مرسولات، محمولههای پستی، صندوق پست، شرکت پست، چسباندن، نصب کردن (اعلامیه، آگهی)، آگهیدادن، اعلان کردن، منصوب کردن، گماردن، پست کردن، با پست فرستادن
postgraduate (مربوط به) کارشناسی ارشد، فوق لیسانس، دکتری، (تحصیلات) تکمیلی، دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشجوی فوق لیسانس، دانشجوی دکتری
postulate اصل موضوع، اصل مسلم، اصل مفروض، فرض مسلم، شرط لازم، لازمه، مسلم فرض کردن، بدیهی فرض کردن، اصل قرار دادن، فرض کردن، درخواست کردن، تقاضا کردن