در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
planimeter
دستگاه ساب، پهنهسنج، رویهپیما
planing
رندهکشی
planing blade
تیغه رندهکشی
planing machine
دستگاه رندهکشی، رنده
plank
الوار، تخته، با الوار پوشاندن، با الوار فرش کردن
plank sign
تابلوی چوبی
planned stage construction
ساخت مرحلهای برنامهریزی شده
planner
طراح، برنامهریز، مهندس شهرساز، طراح شهر
planner (city)
طراح شهری، شهرساز
planner (road)
طراح راه، برنامهریز راه
planner (town)
متخصص برنامهریزی شهری، طراح شهر
planning
برنامهریزی، طراحی، شهرسازی
planning (city)
برنامهریزی شهری، شهرسازی، طراحی شهری
planning (comprehensive)
برنامهریزی جامع
planning (country)
برنامهریزی روستایی
planning (land use)
برنامهریزی کاربری زمین
planning (land)
برنامهریزی برای زمین
planning (landscape)
طراحی منظر، طراحی محوطه
planning (ministry of)
وزارت برنامهریزی
planning (open space)
برنامهریزی (طراحی) فضای باز
planning (physical)
طراحی فیزیکی، برنامهریزی فیزیکی
planning (proposed)
برنامهریزی پیشنهادی، طراحی پیشنهادی
planning (quality)
طراحی (برنامهریزی) کیفی
planning (road)
طراحی راه، برنامهریزی راه
planning (space)
طراحی فضایی
planning (town and country)
برنامهریزی شهری و روستایی
planning (town)
برنامهریزی شهری، طراحی شهر، شهرسازی
planning (traffic)
برنامهریزی ترافیک
planning (transport)
برنامهریزی حملونقل
planning (transportation)
برنامهریزی حملونقل
planning (work)
برنامهریزی کاربری
planning and programme
برنامهریزی و طراحی
planning authority
اداره برنامهریزی، مسؤول برنامهریزی
planning authorization
مجوز برنامهریزی
planning parameters
پارامترهای طراحی، عوامل طراحی
planning permission
مجوز طراحی، مجوز ساخت یا تغییر کاربری
صفحه 468 از 741