در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

plan (standby)

طرح آماده به کار، طرح آماده‌باش، طرح اضطراری

plane

سطح، سطح صاف، صفحه، هموار، صاف، مسطح، رنده، هواپیما، درخت چنار، رنده کردن، با رنده صاف کردن، پرواز کردن

plane (datum)

سطح مبنا، مبنای ترازیابی (نقشه‌برداری)

planer [USA]

ساب‌زن، رنده [اصطلاح آمریکایی]

صفحه  467  از  741