در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

pipette

پیپت (وسیله آزمایشگاهی)

pit

گودال، چال، حفره، چاله، معدن، معدن زغال‌سنگ، گود (خاکبرداری)

pitch

خیز، شیب (بام،‌ پلکان)، گام (پیچ، پرچ)، قیر قطران

place

جا، مکان، محل، مقام، جایگاه، موضع، ناحیه، منطقه، ده، شهر، کشور، قسمت، بخش (کتاب)، پایگاه، شأن، مرتبه، پُست، گذاشتن، سر جای خود قرار دادن، به جا آوردن، شناختن، تشخیص دادن، به حساب آوردن، محسوب کردن، قرارداد بستن، سرمایه‌گذاری کردن

place (parking)

محل توقف، محل پارک وسایل نقلیه، پارکینگ

« ۴۶۳  ۴۶۴  ۴۶۵ ۴۶۶ »
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۴۶۵ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰