در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

pass holder

دارنده مجوز عبور، دارای مجوز عبور

passage

عبور، گذر، طی، گذشت (زمان)، حق عبور، اجازه عبور، راه، راه عبور، سفر، خرج سفر، پول بلیط، راهرو، دالان، تصویب (قانون، لایحه)

passenger

مسافر، مسافری، مسافربری (مربوط به) مسافر

passenger load

تعدا مسافران یک واحد نقلیه (اتومبیل، قطار یا هواپیما)

صفحه  447  از  741