در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

participate

شرکت کردن، سهم داشتن، شرکت داشتن

parties (bidding)

شرکت‌کنندگان در مناقصه، طرف‌های پیشنهاددهنده

partition

تقسیم، تجزیه (کشور، سرزمین)، بخش، قسمت، جزء، تیغه، دیواره، پاراوان، تقسیم کردن، تجزیه کردن

partner

همکار، شریک، شریک بودن

partnership

مشارکت، شراکت، همکاری، هم‌یابی، شرکت

party

جشن، مهمانی، ضیافت، گروه، دسته، هیأت، طرف، شریک

pass

جواز، مجوز، برگ عبور، کارت ورود (برای اتوبوس، قطار و ...)، گذر، گذرگاه، معبر، عبور کردن، گذشتن، رد شدن، گذراندن، عبور دادن، قبول کردن، تصویب کردن، صادر کردن، اظهار کردن، ابراز کردن

صفحه  446  از  741