در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

on – line a/

پیوسته، متصل، روی خط، در راستا، حین کار، وصل به کامپیوتر

on – ramp

رمپ (رابط) ورودی به آزادراه یا بزرگراه

on – way cycle track

مسیر یک‌طرفه مخصوص دوچرخه و موتورسیکلت، مسیر یک‌طرفه ویژه وسایل نقلیه دوچرخ

oncoming

نزدیک‌شونده (اتومبیل و ...)، قریب‌الوقوع (خطر)، روبرو، طرف مقابل (ترافیک)، آینده

ooze

لجن، لای، شلکا، گل سیاه، تراوش، جریان، نشت کردن، بیرون زدن، تراوش کردن، پخش کردن، پراکندن

opacity

تاری، تیرگی، ابهام، پیچیدگی، مات بودن، کدر بودن، تار بودن

« ۴۲۶  ۴۲۷  ۴۲۸ ۴۲۹ »
۳۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۴۲۸ از ۷۴۱ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰