در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

noncompliance

عدم اطاعت، عدم پیروی، عدم قبول، عدم موافقت، سرپیچی، تمرّد

nonconformity

ناهمخوانی، نامتعارف بودن، ناهماهنگی، ناسازگاری

nonresident

غیر ساکن، غیر مقیم، غیر حضوری (دانشجو)

nonstop

مستقیم، بدون توقف، ‌یکسره، بی‌وقفه، مداوم

صفحه  419  از  741