در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

moist

مرطوب، تر، نم‌دار، نمناک

moisten

تر شدن، مرطوب شدن، تر کردن، نم زدن، مرطوب کردن

mold

قالب، قالب‌گیری کردن

moment

لنگر، ممان (سازه)، لحظه، دقیقه، وقت، موقع، گشتاور (فیزیک)

moment (fixed – end)

لنگر گیرداری، لنگر انتهایی گیردار، گشتاور انتهای گیردار

momentary

بسیار کوتاه، موقتی، گذرا، زودگذر، لحظه‌ای

money

پول، ثروت، دارایی

صفحه  403  از  741