در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

minute

دقیقه، لحظه، یادداشت، یادداشت کردن، یادداشت برداشتن، ثبت کردن

minute [meeting]

صورت‌جلسه، صورت‌جلسه کردن، در صورت‌جلسه وارد کردن

mirror (rearview)

آینه عقب، آینه عقب‌نما، آینه پس‌نما (اتومبیل)

miscalculation

اشتباه محاسباتی، خطای محاسبه، محاسبه غلط، برآورد غلط

mismanagement

سوء مدیریت، سوء اداره، بد اداره کردن

miss (near)

حالتی که نزدیک به تصادف است، تصادفی که به سختی می‌شود از آن احتراز کرد، آنچه که به وقوع نمی‌پیوندد ولی خیلی به وقوع نزدیک است.

mission

مأموریت، وظیفه، رسالت، هیأت نمایندگی، هیأت اعزامی، محل استقرار هیأت نمایندگی، دفتر کار هیأت اعزامی

mist

مه، غبار، بخار، مه‌آلود کردن، مه گرفتن، بخار کردن، بخار گرفتن

mix

مخلوط، ترکیب، آمیزه، مخلوط کردن، به هم آمیختن، مخلوط شدن، قاطی شدن

mixed

مخلوط، ترکیب شده، درهم، مختلط، گوناگون، مختلف

mixed lane

خط عبوری برای کلیه وسایل نقلیه، خط عبوری مختلط

mixer

دستگاه مخلوط‌کن، میکسر (بتن، ملات، رنگ)

mixer (dryer drum)

مخلوط‌کن و خشک‌کن گردان، ‌همزن و خشک‌کن استوانه‌ای

mixing

مخلوط کردن، آمیختن

صفحه  399  از  741