در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
metropolition transport
حملونقل کلانشهری
metropolition transport planning
برنامهریزی حملونقل کلانشهری
mica
میکا، سنگ طلق
mica schist
میکاشیست، سنگ میکا
micelle
ریزسازواره، ریزواره
micro – Deval test [wear]
آزمایش میکرودوال [سایش]
microcomputer
ریزکامپیوتر، ریزرایانه
microcomputer (compatible)
ریزرایانه سازگار
microcomputer (hand – held)
ریزکامپیوتر دستی
microcracking
ترکخوردگی ریز (بتن)
micrometer
ریزسنج، میکرومتر
micron
میکرون
microphone
میکروفون
microprocessor
ریزپردازنده
microprocessor (versatile)
ریزپردازنده چندمنظوره
microprocessor card
کارت ریزپردازنده
microprocessor controller
کنترلکننده ریزپردازنده
microprocessor system
سیستم ریزپردازنده
microroughness
ناهمواری ریز (کوچک)
microscope
میکروسکوپ
microsurfacing
آسفالت نازک حفاظتی
microtexture
ریزبافت
microwave detector
شناسگر ریزموجی، شناسگر مایکروویو
mid – block
بین تقاطعی
mid – block accident
تصادف بین تقاطعی
mid – block pedestrian crossing
گذرگاه عابر پیاده بین تقاطعی
mid – block stop
توقف بین تقاطعی
mid – size bus
اتوبوس با ظرفیت متوسط
mid – span
وسط دهانه (تیر، سقف)
mid – span (moment at)
لنگر در وسط دهانه
middle
وسط، مرکز، میان، وسطی، میانی
middle aged person
شخص میانسال
middle lane
خط عبوری میانی
migrant a/
مهاجر، کوچکننده، کوچنشین، کارگر فصلی، کارگر موسمی
migration
مهاجرت، کوچ، جابجایی
migration (accident)
انتقال (خطر) تصادف (از یک نقطه به نقطه دیگر)
صفحه 396 از 741