در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
mechanical car park
پارکینگ مکانیکی
mechanical deicing
یخزدایی به صورت دستی
mechanical failure
خرابی مکانیکی، نقص مکانیکی
mechanical interlock
قفل و بست مکانیکی، درگیری مکانیکی
mechanical lift
بالابر مکانیکی
mechanical process
فرآیند مکانیکی
mechanical spreaders
پخشکنندههای مکانیکی
mechanical strength
مقاومت مکانیکی
mechanically
به طور خودکار، به طور اتوماتیک، به طور مکانیکی، با ماشین، فنی، از نظر فنی
mechanics
علم مکانیک، مکانیسم، روش کار، سازوکار، طرز کار، فوت و فن، شیوه، راه
mechanics (soil)
مکانیک خاک
mechanism
مکانیسم، سازوکار، ساخت و کار، طرز کار، روال کار، راه، شیوه، روش، طریق، دستگاه، نظام
mechanism (clock)
مکانیسم ساعت
mechanism (distress)
مکانیسم خرابی
mechanism (steering)
مکانیسم هدایت
mechanization
مکانیزه کردن، مکانیزه شدن، ماشینی شدن، ماشینی کردن، موتوریزه شدن، موتوریزه کردن
mechanize
ماشینی کردن، مکانیزه کردن، خودکار کردن، اتوماتیک کردن، موتوریزه کردن
media
رسانه، وسایل ارتباط جمعی
medial
میانی، وسط، بینابینی، متوسط، معمول، عادی
median
میانی، وسطی، میانه، خط میانی، بخش میانی، جزیره وسط، جزیره میانی (ترافیک)
median barrier [USA]
حفاظ میانه، راهبند میانه [اصطلاح آمریکایی]
median end treatment
مهار انتهایی میانه
median island
جزیره میانی
median reservation
جزیره وسط، سکوی میانی
median speed
سرعت بینابین
median spot speed
سرعت نقطهای بینابین
median strip
سکوی میانی، میانه (راه)
mediation
وساطت، میانجیگری
mediator
واسطه، میانجی
medical a/
(مربوط به) پزشکی، طب، دارویی، طی
medical care
مراقبتهای پزشکی
medical examination
معاینه پزشکی
medical examiner
پزشکی قانونی
medical first aid
کمکهای اولیه پزشکی
medicate
معالجه کردن، درمان کردن، مداوا کردن
medicine
پزشکی، طب، دارو، دوا
صفحه 391 از 741